الشيخ محمد جواد الخراساني

293

مهدى منتظر (عج) (فارسى)

هفت كس از فرزند من ، صاحب الامر ، معجزه خواهند خواست : اول : معجزه الياس از او بطلبد ، پس آن حضرت ، وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ « 1 » بگويد و بر روى آب از اين طرف دجله به آن طرف دجله عبور كند كه كفش او تر نشود . آن مرد بگويد : كه اين شخص جادوگر است و اين عمل جادوگرى است . پس آن حضرت به آب امر فرمايد : كه او را بگيرد و او هفت روز در آب زنده باشد و فرياد كند كه : اين است جزاى آن‌كه انكار امام زمان كند . دوم : مردى باشد از اصفهان از آن حضرت معجزه ابراهيم خليل عليه السّلام بخواهد ، پس بفرمايد تا آتش عظيمى برافروزند و آيهء : « فَسُبْحانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ » « 2 » بخواند و در آتش رود ، پس بر او سلام گردد و به سلامت از آتش بيرون آيد و آن مرد بگويد كه اين سحر است ، پس آن حضرت ، آتش را امر كند تا او را بگيرد و او هم چنان در آتش بسوزد و بگويد : اين است جزاى آن‌كه منكر امام وقت شود . سوم : شخصى باشد از فارس ، چون عصاى موسى عليه السّلام در دست آن حضرت ببيند معجزهء موسى عليه السّلام از وى بخواهد ، پس اين آيه تلاوت كند : « فَأَلْقى عَصاهُ فَإِذا هِيَ ثُعْبانٌ مُبِينٌ » « 3 » و عصا را بيندازد پس عصا اژدها شود ، آن مرد بگويد : اين شخص ساحر است و اين امر جادوگرى است ، پس به امر امام عليه السّلام عصا ، او را فرو برد و سر و گردنش بيرون بماند و بگويد : اين است جزاى آن‌كه معجزه را جادوگرى بنامد . چهارم : مردى از اهل آذربايجان ، استخوانى به دست بگيرد و از آن حضرت معجزه عيسى عليه السّلام طلب كند و بگويد : اگر تو امامى اين استخوان‌ها را به دعاى خود به سخن درآور ، پس به دعاى آن حضرت آن استخوان تكلّم كند و بگويد : اى امام معصوم هزار سال است كه من به عذاب گرفتارم و به دعاى تو اميد نجات دارم ، از خدا بخواه تا عذاب از من بردارد ، آن مرد ايمان نياورد ، پس امر كند كه او را بردار كشند و هفت روز بر سر دار فرياد كند : اين است جزاى آن‌كه معجزه ببيند و انكار كند .

--> ( 1 ) - طلاق 3 . ( 2 ) - يس 83 . ( 3 ) - اعراف 107 .